هجوم به خانه حضرت زهرا(س)

توی این پست(این پست یکی از پست های یکی دیگه از وبلاگ هام هست با نام وبلاگ قرآنی مهیمن)میخوام درباره جنایات بزرگی که ابوبکر در حق حضرت فاطمه زهرا(س) روا داشت صحبت کنم.اگه این حرفها به مزاج کسی خوش نیومد لطفا نظر مخالف نذاره،چون از منابع اهل سنت میخوام استفاده کنم و مستدل و منطقی حرف میزنم واگه جای ایرادی هم باشه، به من نیست بلکه این اشکال به کتب اهل سنت وارده نه به من! ضمنا منابع رو در آخر پست ذکر میکنم تا بدونید که در بسیاری از کتب اهل سنت این حرفها زده شده و این حرفها مال من نیست. برای تحقیق بیشتر میتونید به منابع رجوع کنید.

داستان اعتراف ابوبکر که متن اون رو از کتاب الأموال ابن زنجویه،‌ از دانشمندان قرن سوم اهل سنّت ،براتون نقل مى‌کنمعبد الرحمن بن عوف به هنگام بیمارى ابوبکر به دیدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسى، با او گفت و گوى کوتاهى داشت. ابوبکر به او چنین گفت:من در دوران زندگى بر سه چیزى که انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم ، دوست داشتم که مرتکب نشده بودم ، یکی از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتک حرمت نمى‌کردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند... .»(1)


جالب اینه که برخى از عالمان اهل سنت، به خاطر حفظ آبروى ابوبکر، روایت رو تحریف میکنن. ابوعبید قاسم بن سلام در کتاب الأموال و بکرى اندلسى در کتاب معجم ما استعجم (از قول ابوبکر همین روایت رو به این صورت)مینویسن:

«آگاه باشید که من بر سه چیز که انجام دادم غصه مى‌خورم و سه چیز که انجام نداده‌ام و سه چیز که دوست داشتم آن را از رسول خدا مى‌پرسیدم.
دوست داشتم که من فلان کار را نمى‌کردم!!! آن‌گاه موارد آن را ذکر کرده .ابوعبیده میگه: من نمى‌خوام بگم ابوبکر چی گفت... .»(2)



و حاکم نیشابورى به صورت کامل بحث هجوم به خانه صدیقه شهیده را از روایت حذف کرده تا خیال همه راحت بشه و اصلا نیازى به بحث‌هاى رجالى نباشه.



حالا سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که طبق نقل های معتبر تاریخی،عمر بن خطاب به خانه حضرت زهرا(س) حمله کرد و با عده ای دیگه که به همراهش بودن ،اون فاجعه ی دردناک رو بوجود آورد،پس چرا اینجا و در این روایت هایی که از اهل سنت ذکر شد،ابوبکر از این کار ابراز ندامت و پشیمونی میکنه؟؟؟؟


در جواب باید خدمتتون عرض کنم که وقتی یه حاکم دستور به انجام کاری میده،ولو اینکه خودش مستقیما در اون کار دخالت نداشته باشه،گفته میشه که اون حاکم این کار رو کرد. چون این کار با دستور و موافقت اون انجام شده.

بعنوان مثال گفته میشه یزید امام حسین(ع) رو به شهادت رسونده. اما همه میدونیم که در روز عاشورا،یزید در کربلا حضور نداشت.

اما چون این دستور از سوی یزید صادر شده بود و با موافقت اون انجام میگرفت،گفته میشه که یزید امام حسین(ع) رو کشته.


قرآن کریم میفرماید:«فَإِنَّ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا یَسْتَعْجِلُونِ» ذاریات-59

یعنی:«پس برای ستمگران گناهی،همانند گناه یارانشان است.بنابر این عجله نکنند


سوای از تفسیر و شان نزول این آیه، این کلام نورانی داره به این مطلب هم اشاره میکنه که ستمکاران که یاران در ستم داشتن،در کارها و ستم های این یارانشون که انجام دادن شریک هستن و گناهکار.

ولو اینکه اصلا خودشون مستقیما توی این کار دخالت نکرده باشن.

اما همینکه خودشون به این کار راضی بودن و میخواستن این رخ بده اونها هم گناهکارند.


پس نتیجه اینکه به اعتراف کتب معتبر اهل سنت،ابوبکر دستور حمله به خانه زهرای اطهر(س) رو صادر کرده بود و به این کار راضی بود و در اواخر عمرش از این جنایت هولناک خودش پشیمون بود اما پشیمونی چه سودی داره وقتیکه انسان عملا برای جبران اعمال گذشته ی خودش کاری نکنه و فقط به حسرت بسنده کنه.


ابوبکر(لعنة الله علیه) اگه واقعا پشیمون شده بود باید خلافتی رو که از علی(ع) غصب کرده بود بر میگردوند که متاسفانه این کار رو نکرد و الان در جهنم مشمول این آیه شد که:

«وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ» بقره-39

یعنی:«و کسانیکه کفر ورزیدند و نشانه های ما رو تکذیب کردند،اینها یاران آتش اند و در آن جاویدانند


پس لعنت ابدی خداوند و ملائکه و انس و جن بر ابوبکر بن ابی قحافه، و عمر بن خطاب و عثمان بن عفان،که با غصب خلافت علی(ع) و رضایت به عملکرد یکدیگر، مسلمانها رو از مسیر حق و صراط مستقیم خارج کردند.





منابع:

1-الخرسانی، أبو أحمد حمید بن مخلد بن قتیبة بن عبد الله المعروف بابن زنجویه (متوفاى251هـ) الأموال، ج 1، ص 387؛

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج 1، ص 21، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م، با تحقیق شیری، ج1، ص36، و با تحقیق، زینی، ج1، ص24؛

الطبری، محمد بن جریر (متوفای 310هـ)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 353، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت؛

الأندلسی، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفای: 328هـ)، العقد الفرید، ج 4، ص 254، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420هـ - 1999م؛

المسعودی، أبو الحسن على بن الحسین بن على (متوفاى346هـ) مروج الذهب، ج 1، ص 290؛

الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم (متوفای360هـ)، المعجم الکبیر، ج 1، ص 62، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م؛

العاصمی المکی، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی (متوفای1111هـ)، سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی، ج 2، ص 465، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419هـ- 1998م.




2-أبو عبید القاسم بن سلام (متوفای224هـ )، کتاب الأموال، ج 1، ص 174، ناشر: دار الفکر. - بیروت. تحقیق: خلیل محمد هراس، 1408هـ - 1988م؛

البکری الأندلسی، عبد الله بن عبد العزیز أبو عبید (متوفای487هـ)، معجم ما استعجم من أسماء البلاد والمواضع، ج 3، ص 1076 ـ 1077، تحقیق: مصطفى السقا، ناشر: عالم الکتب - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1403هـ.




والسلام علی من اتبع الهدی




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 آذر‌ماه سال 1392 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | مهدی شعبان  

بـه وبـلاگ عـطــشــان خـوش آمدید سایت شیرز, عطشان, شیرز, یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عطشانا, ساقی عطشان, مهدی شعبان, کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای وبلاگ عطشان محفوظ است , طراحی توسط: مهدی شعبان, mehdi shaban, وبلاگ عطشان،وبلاگی درباره عاشورا و تاثیرات عظیم آن, پایگاه اینترنتی عطشان, سقای عطشان بر لب دریاست عباس یک آسمان غیرت، هزارانش ستاره نقش زمین در دامن صحراست عباس, پایگاه عطشان,