X
تبلیغات
زولا

زینب کبری(س)پیش از زینب هیچ خواهرى را ندیده بودند که رسول خون برادر باشد! زینب، کربلا را در آغوش کشید؛ و عاشورا را بر شانه نشاند... در سلوک اسارت، همه جا را، زیر پا گذاشت و به دنیا آموخت که چگونه مى شود پاى برجا ماند و ذلیل نشد!

"شهادت" در "اسارت" بود که به راه افتاد، انتشار یافت و همه جائى شد!...

اگر اسارت نبود دست شهادت به جائى نمى رسید.

اگر شانه هاى اسارت خواهر نبود، کوله بار شهادت برادر بر زمین مى ماند!

اگر "زینب" نبود دیوارهاى دنیاى دین نما را، که پس مى زد؟ کوفه را، که بیدار مى کرد؟ شام را، که روشن مى ساخت؟ و خواب و خیال و خمیازه هاى مردم را، چه کسى مى شکست؟ اگر زینب، کربلا و عاشورا را ـ با خویش ـ به سیر اسارت نمى برد، چگونه جغرافیاى خاک "کربلا" مى شد و تاریخ زمین"عاشورا"؟

یک تن باید باشد که پیکر پرخون کربلا را اُفتان و خیزان، بر دوش کشد و با خویش به پشت جبهه آورد، و همه جاىْ را جبهه سازد! بوى کربلا و رنگ عاشورا را برافشاند و برانگیزد...

کسى باید باشد که نامردى "ابن زیاد"، دنیازدگى "ابن سعد" و بى دینى "یزید" را بگوید و برملا سازد...

 

یکى باید باشد که نگذارد کربلا را زنده بگور کنند

 و زینب، همان یک تن است.

ابوالقاسم حسینجانی


کلمات کلیدی:

زینب کبری،حضرت زینب،ام المصائب،رسول خون،پرستار کربلا،اسارت حضرت زینب،کربلا،کربلا و حضرت زینب،



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1391 توسط مهدی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | مهدی شعبان  

بـه وبـلاگ عـطــشــان خـوش آمدید سایت شیرز, عطشان, شیرز, یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عطشانا, ساقی عطشان, مهدی شعبان, کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای وبلاگ عطشان محفوظ است , طراحی توسط: مهدی شعبان, mehdi shaban, وبلاگ عطشان،وبلاگی درباره عاشورا و تاثیرات عظیم آن, پایگاه اینترنتی عطشان, سقای عطشان بر لب دریاست عباس یک آسمان غیرت، هزارانش ستاره نقش زمین در دامن صحراست عباس, پایگاه عطشان,